::‌اکسير::‌Exir::اکسیر::

Exir Weblog :: وبلاگ اکسیر ::

Wednesday, June 22, 2005

سلام. هنوز تو شوک این قضیه هستم. دیدین چقدر راحت گول خوردیم؟ چقدر آسون بازیچه شدیم؟ برای چندمین بار شدیم مثل یه عده ابله که تو مشت یه عده زرنگ گیر افتادیم...
اصلا از کجا معلوم که همه اینها برنامه نبود تا رفسنجانی با یکی رقابت کنه که همه مردم مجبور بشن به رفسنجانی رای بدن تا شاید بتونه رکورد بیست و یک میلیون رای خاتمی رو بزنه. یکی رو آوردن بالا که همه از ترسش به رفسنجانی رای بدن.
دیدین چه جوری مجبورمون کردن که با میل و رقبت به این آقا رای بدیم؟ من که به شخصه باز هم گول خوردم. باز هم کلاه سرم رفت...
بگذریم. حالا که مجبوریم و هیچ راه پس و پیشی نداریم. این وسط به خاطر بوجود آمدن این وضع از همه بیشتر مهر علیزاده مقصره. اگه به نفع معین می رفت کنار و به معین کمک می کرد حتما الان معین کنار رفسنجانی بود.
ولی من به تقلب در شمارش و این حرفها اعتقاد ندارم. احمدی نژاد رای آورد. ولی مهم اینه که چه جوری آورد. خودم با چشمهای خودم دیدم که تو یکی از صندوقهای رای نزدیک مشهد، یه عده از این زنهای چادری که فقط چشمهاشون دیده میشه و از بوی عرقشون نمیشه بهشون نزدیک شد، اومده بودن اردو. یه دختر همون شکلی هم کنار صندوق ایستاده بود. همه برگه هاشون رو میدادن به اون دختره، اونم می نوشت احمدی نژاد و مینداخت تو صندوق. بابام به یکی از مسولهای صندوق اعتراض کرد. یارو هم گفت تقصیر ما چیه. این خانوما خودشون برگه هاشون رو میدن و به این دختره اعتماد دارن. احمدی نژاد اینجوری رای آورد. به کمک بسیج و سپاه.
حالا تصور کنین که احمدی نژاد بشه رییس جمهور! در اولین قدم دستور میده تخت جمشید رو با بولدوزر خراب کنن و به جاش حسینیه بسازن. همه سینماها تبدیل میشه به تکیه. هیچ کتابی حق چاپ نداره. تلویزیون فقط فیلم مذهبی نشون میده. روزنامه فقط کیهان باید چاپ بشه. پسرها باید پیرهنهای آستین بلند یقه شیخی بپوشن و بندازن رو شلوار، ریش حداقل یک سانت و چفیه دور گردن. و دخترها هم چادر فقط. بلوار سجاد و قسطنطنیه و زیست خاور مشهد هم درش تخته میشه. از همه چیز بدتر، مغازه بابامه که میان پلمپش میکنن به خاطر عکس های روی اجناسش! یه عده گدا و عقده ای میشن همه کاره مملکت و هر بلایی که دلشون میخواد سر بقیه در میارن.
احمدی نژاد آدم خوبیه. چون به اون چیزی که میگه اعتقاد داره و اون چیزی رو میگه که بهش اعتقاد داره. درسته، مثل شهید رجایی ممکنه باشه ولی حیف که بیست سال دیرتر وارد عرصه شده! با آمدن رفسنجانی حداقل این خوبی رو داره که به عقب نمیریم و ممکنه درجا بزنیم ولی احمدی نژاد مملکت رو به عقب بر می گردونه.
نمی دونم رای بدم یا نه و به چه کسی. من و خانواده ام هیچ مشکلی با احمدی نژاد نداریم. نه درآمد نامشروع داریم که بترسیم. نه اهل قرطی بازی هستیم. نه ... ولی از یه طرف دلم به خاطر این هشت سالی که خاتمی زحمت کشید می سوزه و می خوام رفسنجانی انتخاب بشه. از یه طرف هم دوست دارم احمدی نژاد بیاد سر کار. به دو دلیل: اول اینکه اونهایی که میگن خاتمی کاری نکرد بفهمن که چه کارها کرد و دوم اینکه حال اونایی که رای ندادن و فکر کردن خیلی کار خوبی کردن، گرفته بشه!
چاره چیه؟ با لج و لجبازی که نمیشه زندگی کرد. من دوست ندارم که پا روی عقایدم بذارم و به هر وسیله ای به هدفم برسم. ولی باید...
پس جمعه، «با یه چشم خنده و با یه چشم اشک»، «دماغم رو می گیرم» و به هاشمی رفسنجانی رای میدم. ولی نه به کسی توصیه میکنم و نه خواهش می کنم و نه تبلیغ می کنم...
خوش باشین و التماس دعا

 

لینکستان .::. .::. Admin .::. 9:01 PM